تبليغاتX
تبلیغات خبرکندلج خبر کندلج پذيراي تبليغات فروشگاهها و محصولات شما ميباشد.شماره تماس:09369946693 خــــبـــــــر کــــــنـــــــدلـــــــج
 
www.kondlaj.com...www.kondlaj.com...www.kondlaj.com...www.kondlaj.com
 

از: خاطرات ناصرالدين شاه

درسفر سوم فرنگستان

روز چهارشنبه 7 رمضان :

امروز بايد برويم مرند، پنج فرسنگ راه بود، صبح برخاسته رخت پوشيديم، امين السلطان صبح پيش رفته بود، عزيز السلطان عقب ما سوار شد، ما بيرون آمده سوار کالسکه شده رانديم، رسيديم به يک دره وسيعی که طرفين دره کوه بود، رودخانه ای از ميانش می آيد، همين رودخانه است که می رود به صوفيان، اين رودخانه از کوه مشو تشکيل می يابد از ده سيوان می گذرد و می آيد وقتی به سيوان رسيديم سيوانی ها شکايت داشتند که صوفيانی ها آب را می برند، صوفيانی ها هم شکايت داشتند که سيوانيها به ما آب نمی دهند.همينطور با کالسکه رانديم، صحرا هم تمام پر از گل و سبز بود تا رسيديم به جلگه مرند، حاجی عيسی خان تفنگدار مرندی که در ده ديزج يکان می نشيند ديده شد، در آن سفر دوم فرنگ که دوازده سال پيش آمديم اينجا و رفتيم همين حاجی عيسی خان را ديديم و در روزنامه نوشتم که چون پيرمرد شده است از تفنگداری معاف و اينجا متوقف است، حالا هم او را مثل آن سال ديدم، ماشاالله احوالش بسيار خوب بود . بهد رسيديم به دهی که اسمش يوسف است، جمعيت زيادی داشت، ديده شدند، از آنجا هم گذشتيم، دهی در دست راست واقع است، اسمش ديزج عليا است . ملائی داشت آمد حضور اسمش ملا مناف بود، بعد رسيديم به ده مرند، باغات زياد داشت، سرباز و توپچی اين ده زياد می دهد، جمعيت زن و مرد اطراف کوچه ايستاده بودند، يک رودخانه هم از وسط ده می گذرد، از ده گذشته سراپرده را اين طرف ده زده بودند، وارد سراپرده شديم، دهی نزديک به مرند ديده شد اسمش کندلج بود، از فوج دويم نصرت و غيره سرباز و توپچی خيلی دارد، از همين ده کندلج يک صاحب منصب بيرون آمد ريش توپی دارد، جوان خوبی بود و اسمش سعيد سلطان بود . يک ده ديگر هم ديده شد که اسمش قچم بار بود يک مجتهدی از مرند بيرون آمد ديده شد، می گفت تازه از کربلا آمده ام، اسمش آقا حماد بود، صاحب منصب های معتبر که در مرند می نشينند  مال فوج دويم نصرت حاجی احمدخان ياور والد عبدالله بيک ياور مال فوج چهارم، محمد بيک ياور سعيد سلطان، صاحب منصبان توپخانه، حسينعليخان ياور ولد عليرضاخان معلم قديم، محمدحسين بيک ياور، نعمت الله بيک صاحب منصب توپخانه که آن سفر فرنگستان اينجا ديده بودم امسال نديدم، پرسيدم گفتند مرده است، شب هم محمدصادق و خواننده ها آمدند، زدند و خواندند ، اين سفر اينها را کثيف وسياه و چرک کرده بود، رؤيت غريبی داشتند اما باز خوب زدند و خواندند، منزل هم امروز دور پنج فرسنگ و نيم بود . در مرند مجتهد خيلی ملک دارد ....

 روزنامه خاطرات ناصرالدينشاه

    در سفر سوم فرنگستان

                چاپ دوم  1371

از ص. 78 تا ص. 102

  نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 16:4  توسط رضا آذری منش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM